تبليغاتX
زیست شناسی
salam be hame danesh amoozane aziz...avval az hame tabestoooneton mobarak...be hame khosh begzare say konid bikar o bi aar nacharkhid ye kelasi chizi berid

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 18:19  توسط اشکان و علیرضا  | 

مغزهاي خشكبار دستگاه دفاعي بدن را تقويت مي‌كنند

مغزهاي گردو، فندق، بادام، پسته، بادام‌زميني و انواع تخمه، دستگاه دفاعي بدن را تقويت مي‌كنند.

به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران، طبق تحقيقات انجام شده از ديگر خواص اين مغزها مي‌توان به كاهش كلسترول خون، كاهش ابتلا به بيماريهاي قلبي ـ عروقي،‌ پيشگيري از پوكي استخوان و بيماريهاي دوران پيري اشاره كرد.

اين مغزها در هرم غذايي در گروه گوشت‌ها قرار مي‌گيرند و پروتئين، آهن، روي، كلسيم، پتاسيم و بسياري از مواد معدني ديگر را دارا هستند.


مصرف مولتي‌ويتامين سرعت پيشرفت بيماري ايدز را كاهش مي‌دهد و سلولهاي ايمني بدن مي‌تواند با ويروس ايدز مبارزه كند.

به گزارش سرويس «بهداشت و درمان» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نتايج تحقيقات جديد روي هزاران زن باردار آلوده به ويروس ايدز در تانزانيا نشان مي‌دهد مصرف روزانه يك قرص مولتي‌ويتامين سرعت پيشرفت HIV را در بدن كاهش مي‌دهد.

در اين تحقيق تعداد سلول‌هاي ايمني در بدن زناني كه تركيبي از ويتامين‌هاي E، C،‌B مصرف كردند افزايش يافت كه در نتيجه بدن توانست با ويروس ايدز مبارزه كند و از تعداد آنها بكاهد.

همچنين، عوارض جانبي شامل خستگي، حالت تهوع، استفراغ، اشكال در عمل بلع، ناراحتي‌هاي گوارشي و دهاني بيماران ايدزي را كاهش داد.

 swastika_nazism@yahoo.com


قرصهاي ضد بارداري از بيماريهاي قلبي پيشگيري مي‌كنند

 

محققان به تازگي اعلام كرده‌اند كه قرص‌هاي ضدبارداري نه تنها مانع باردار شدن مي‌شوند، بلكه زنان را در مقابل بيماريهاي قلبي محافظت مي‌كنند.

به گزارش سرويس بين‌الملل ايسنا، به نقل از آر- پ- آن‌لاين، محققان يك انستيتوي آمريكايي اذعان كردند كه تا به امروز پژوهشگران بسياري بر اين عقيده بوده‌اند كه قرص‌هاي ضد بارداري باعث بروز ناراحتي‌هاي قلبي مي‌شوند، ولي تحقيقات دانشگاه واين استيت در ديترويت عكس آن را ثابت مي‌كند.

مطالعات انجام شده ميان 162 هزار نفر كه جهت جلوگيري از بارداري از قرص استفاده مي‌كنند نشان مي‌دهد كه استفاده از اين قرصها 8 درصد احتمال بيماريهاي قلبي را كاهش مي‌دهد.

اين احتمال مخصوصا روي زناني كه بالاي يك سال مصرف قرص دارند، بيشترست.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:33  توسط اشکان و علیرضا  | 

                                                      چاقي دشمن كبد است

پژوهشگران دانشگاه مينه‌سوتا معتقدند چربي زياد به كبد آسيب مي‌رساند.به گزارش پايگاه اينترنتي ، medlineplus.comدر افراد چاق كه به بيماري كبد چرب مبتلا نيستند چربي موجود در غذاها در نهايت به كبد مي‌چسبد.

به اين ترتيب چربي حتي در كبد افرادي كه الكل استفاده نمي‌كنند نيز با سازوكار نامعلومي تجمع مي‌كند.

تحقيقات جديد نشان مي‌دهد چربي موجود در غذاها يكي از دلايل بيماري كبد چرب غير الكلي محسوب مي‌شود. به نظر مي‌رسد ورود بي‌رويه چربي‌ها به درون كبد وقتي كبد توانايي تنظيم جذب چربي‌ها را از دست مي‌دهد زمينه ساز اين بيماري است.

در افراد سالم حدود يك دوم چربي مصرفي به انرژي تبديل شده و مي‌سوزد و يك دوم باقي مانده در بافت چربي ذخيره مي‌شود.

به طور طبيعي فقط ميزان كمي چربي در كبد ذخيره مي‌شود. پيدا كردن ريشه چربي‌هاي ذخيره شده در كبد چرب غيرالكلي براي پيشگيري و درمان اين بيماري بسيار حائز اهميت است.

نتايج اين مطالعه در نشريه " "journal of clinical investigationبه چاپ رسيده است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:32  توسط اشکان و علیرضا  | 

كرم ها به كمك درمان آسم می آيند !!!

 

مترجم: محمد امين ميری


بر طبق تحقيقاتی در هلند كرم های انگلی شسيتوزوما كه بيش از200 ميليون نفر را در
 
سراسر جهان آلوده كرده اند می توانند كليدی برای گشودن (درمان) بيماری هايی همچون

آسم و ديابت كه موجب پاسخ های نادرست سيستم ايمنی می شوند فراهم كنند.

 

انگل شناسی به نام ديزير وان در كليج و همكارانش در مركز پزشكی دانشگاه ليدن در
 
هلند نشان داده اند كه ليپيدهای استخراجی از شيستوزومای انگل می تواند از پاسخ های

 ايمنی انسانی جلوگيری به عمل آورد. بر اساس اين خاصيت محققان ادعا می كنند می
 
توانند كه اين مواد را به عنوان دارويی مهم و جديد در درمان آسم و ديابت و ديگر
 
بيماری هايی كه موجب پاسخ های ايمنی اضافی می شونداستفاده نمايند. وان در كليج می
 
گويد ليپيدهايی مثل ليزوفسفاتيديل سرين سبب توسعه ی سيستم ايمنی دريك مسير خاص
 
شده و هم چنين سبب شروع تكامل سلول های
T تنظيم كننده می شود كه اين سبب غير
 
فعال سلول های
T موثر سيستم ايمنی می شود. شيستوزوما يك ميل هجومی در جلوگيری
 
از پيشرفت سيستم ايمنی ميزبانش دارد پس شايد اين امرعجيب نباشد كه در آن سلاح

های شيميايی رشد كرده باشد كه سيستم ايمنی را خلع سلاح كند. وان دركليج
 
ليزوفسفاتيديل سرينی را كشف نموده است كه حاوی اسيد های چرب غير انسانی بوده و
 
قادراست تكامل سلول های دندرتيك را تحريك نمايد. اين عمل يعنی تكامل سلول های
 
دندرتيك به علت اين است در طی تكامل سلول های 
T تنظيم كننده كه در اثر تحريك

ليپيدهای پارازيت (انگل) مزبورصورت گرفته است منجر به فعال كردن يك گيرنده ی

اختصاصی به نام
TOLL LIKE 2 بر روی سلول های دندرتيك می شوند. با بلوكه شدن
 
گيرنده سلول های 
T ديگر رشد نمی كنند كه بتوانند بعد ازتحريك به وسيله ی اين سلول
 
های دندريتی مواد بيگانه را مورد هجوم قرار دهند. تركيباتی هم چون اين ليپيدهای

انگل  كه به طور اختصاصی سبب ممانعت از پاسخ ايمنی می شوند. ممكن است روزی

سبب ممانعت از پاسخ های اشتباه سيستم ايمنی شوند.
 
اكنون اين موضوع توسط موسسه ی سازمان هلندی بيشتر مورد بررسی و تحقيق قرار

گرفته است .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:31  توسط اشکان و علیرضا  | 

بیماری هانتینگتون

 

شامل کاهش,{HD} کاهش شدید کنترل عضلانی,اختلال هیجانی,زوال شناختی

آسیب شناختی {پاتولوژیک}در یاخته های مغز می باشد.این بیماری در اثر جهش

ژن کد کننده پروتیین هانتینگتین ایجاد می شود.آزمایش های انجام شده بر موش های

که از لحاظ ژنتیکی دست کاری شده بودند منجر به شناسایی این پروتیین شدند.

 ژن و پروتیین هانتینگتون

   

ایجاد می شود. HDدر ژن CAGهانتینگتون در اثر افزایش توالی تکرار در سه نوکلِؤتید.

مشخص شده است که این ژن پروتیین به نام هانتینگتین را کد می کند.

هانتینگتین در سیتوپلاسم سلولهای عصبی و متصل به غشاها،وزیکول ها و اسکلت سلولی

وجود دارد.

 باعث یک توالی پلی گلوتامین در پروتیین هانتینگتین می شود. CAGافزایش توالی

این توالی باعث اتصال پروتیین هانتینگتین و پروتیین های دیگر به هم می شود که منجر

به تجمع اجسام رشته مانند در سلول های عصبی مغز می شود.پروتیین هانتینگتین در

انواع مختلفی از سلول ها بیان می شود ولی فقط در سلول های عصبی مغز باعث ایجاد

اجسام رشته ای می شود و این پروتیین ها به طور اختصاصی فقط در سلول های عصبی

مغز بیان می شود.

بیماری های دارای تکرار مشابه پلی گلوتامین

 

HDپژوهشگران می گویند یافته های آنان نه تنها روشنگر عوامل ددخیل در پاتولوژی  

بلکه نگاهی جدید به بیماری های دارای تکرار مشابه پلی گلوتامین را که در آن ژن های

جهش یافته پروتیین ها را با زنجیر های طویل غیر طبیعی از اسید آمینه گلوتامین تولید

می کنند دارد. به گفته پژوهندگان یافته های آنان نشان می دهد تداخلات غیر طبیعی در

ساختار پروتیین ها در بیماری های آلزایمر . پار کینسون نیز نقش دارد. همه این اختلالات

به وسیله ی نورودژنراسیون انتخابی ایجاد شده توسط پروتییین های بیماری مشخص می شود.

اما سازوکار{مکانیسم های} مولکولی و سلولی در این رابطه خیلی شناخته شده نیستند.

                          {سایت ویکی پدیا}  {دانشنامه آزاد}    {مژگان نقی زاده} {سپیده  حسنی}

    

 .......................

 سندروم کلاین فیلتر kline felter syndrom

سندروم کلاین فیلترطیفی ازاشکال فنوتیپی است که دراثرافزایش تعداد کروموزوم X به دو عدد

یا بیشتر در کنار وجود یک یا چند کروموزوم Yایجاد می شود.

شیوع سندروم کلاین فیلتر47 XXY یک در هزار مذکر زنده متولد شده است.

وجود ان در سقط های خودبه خودی بسیار نادر بوده و کاریوتایپ های دیگر به غیر 47 xxy

نیز نادر است.اشکال سوماتیکی این سندروم بسیار کم و غیر اختصاصی است.

این بیماری علی القاده قبل از بلوغ تشخیص داده نمی شود مگر اینکه در برنامه ی بیمار یابی

بعنوان مثال در مؤسسات عقب ماندگی ذهنی به کروماتین x برخوردکرده باشیم وجود کوچکی

انگشتان با کوتاهی خط بر جسته به تشخیص کمک می کند.

سندروم کلاین فیلتر با بالا بودن سن مادر ارتباط دارد.این مسًله یک مشکل جدی اطفال نیست

و به غیر از مشکل نازایی اغلب مردان مبتلا زندگی طبیعی دارند.

..........................

 تریزومی 21 (سندروم داون ـ منگولیسم)

با وجود یک کروموزوم اضافی در کروموزوم 21 مشخص می شود.این سندروم

شایع ترین سندروم کروموزومال انسانی است.  شیوع ان در کل جمعیت یک در 

600-800 از متولدین زنده می باشد.شیوع ان در دوران حاملگی 2 برابر است

که 50% ان در نتیجه ی سقط خودبه خودی در اوایل حاملگی از بین می رود.

یک ارتباط بسیار قوی بین افزایش سن مادر و وجود یک مروموزوم اضافی در

کروموزوم21 فرزندان ولی به علت

   وجود دارد .میزان شیوع ان در ایالات نیویورک در میانمادران 20 ساله کمتر از یک در 1925 مورد و در میان مادران مسن تر از 40ساله    بیشتر از یک در صد است.

شیوع ان در بررسی سیتوژنیک مایع امینوتیک مادران 40 سال به بالا 50%می باشد.

این بیماران با استناد به بررسی سیتوژنیک با رنگ امیزی فلورسانس نشانی از منشأ پدری

نداشتند. علت10_20%موارد اختلال     {جدا گشتگی } کروموزوم پدری می باشد.در مورد سن مادری دو منحنی وجودsegregation

دارد یکی منحنی غیر وابسته به سن مادر که عامل ان ترانسلوکیشن و شاید

    بین پدری  باشد و منحنی دیگر وابسته به سن مادر است.علت اصلی ارتباطnon_dis juction  روشن نیستشاید برخی از جنبه های مربوط به سن علت ان است که با یک حالت تأخیری در تخمک گذاری شرکت می کند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:30  توسط اشکان و علیرضا  | 

ارزش غذایی باقلا و لبو

همان‌طور كه در مطلب "غذاهای خیابانی، قضایای زمستانی" گفتیم، خوردن این دو ماده غذایی می ‌تواند برای مصرف‌ كننده فوایدی به همراه داشته باشد، یعنی اگر در تهیه آنها نكاتی را در نظر داشته باشید، می ‌توانید یك میان وعده سالم را وارد برنامه غذایی خود كنید.

باقلا

ابتدا از باقلا شروع می ‌كنیم. همه تصور می ‌كنند كه این ماده غذایی ارزش تغذیه‌ای ندارد، در حالی كه سخت در اشتباه هستند.

باقلا در خانواده حبوبات جای می ‌گیرد و به عنوان یكی از منابع غذایی فیبر و پروتئین شناخته شده است.

حتما می ‌دانید كه سویا یكی از مواد غذایی پُر پروتئین است، البته از نوع گیاهی، به طوری كه در هر 100 گرم از سویای خشك، 36 گرم پروتئین وجود دارد، در حالی كه مطالعات نشان داده‌اند 100 گرم باقلا، حاوی 26 گرم پروتئین است و می ‌توان در مقایسه‌ای اثبات كرد كه خوردن این ماده غذایی نیز به تامین پروتئین مورد نیاز بدن كمك می‌ كند. به این دلیل است كه خوردن آن را به همراه برنج، به عنوان یك تكمیل ‌كننده پروتئین توصیه می ‌كنند، زیرا این ماده غذایی تمامی ‌اسیدهای آمینه ضروری بدن را ندارد و با تركیب شدن با غلات می ‌تواند كامل شود.

علاوه بر پروتئین، كلسیم و پتاسیم این ماده غذایی نیز بالاست، به این ترتیب كه در هر 100 گرم از آن 100 میلی‌گرم كلسیم و 109 میلی‌گرم پتاسیم دارد كه می ‌تواند از ابتلا به پوكی استخوان جلوگیری كرده و به كنترل فشار خون بالا كمك كند.

علاوه بر مواد یاد شده، این ماده غذایی در مقایسه با سایر حبوبات از لوبیا گرفته تا نخود و سویا، بیشترین فیبر غذایی را دارد، به این ترتیب كه در هر 100 گرم از آن، 28 گرم فیبر وجود دارد.

دكتر مظهری درباره ارزش غذایی باقلا می ‌گوید: "این ماده غذایی در گروه بقولات جای می ‌گیرد و یك منبع مناسب پروتئین – انرژی محسوب و در صورتی كه با پوست میل شود می ‌تواند به درمان یبوست كمك كند. اما تنها افراد مبتلا به "فاویسم" از خوردن این ماده غذایی و حتی بوییدن آن محروم هستند، زیرا موجب تشدید بیماری‌شان می‌ شود."

 

 اما كمی‌ هم درباره لبو یا چغندر:

خیلی‌ها فقط فكر می‌ كنند كه چغندر قند بالایی دارد و خوردن آن در فصل سرما به یك عادت دیرینه باز می ‌گردد، در حالی كه مطالعات نشان داده‌اند که این ماده غذایی فواید بسیاری دارد. به طوری كه در شب یلدای ایرانیان، لبوی داغ را نیز به عنوان یكی از مواد غذایی ارزشمند تهیه و میل می‌ كردند.

از جمله فواید آن می ‌توان به كنترل فشار خون بالا اشاره كرد به این ترتیب كه در هر 100 گرم از آن، 380 میلی‌گرم پتاسیم وجود دارد كه به كاهش فشار خون كمك می‌ كند.

به علاوه، در هر 100 گرم از آن، 36 كالری انرژی وجود دارد و فولات و كاروتن آن نیز بالاست.

همانطور كه گفتیم فولات در لبو به مقدار فراوانی وجود دارد و در دوران بارداری به دلیل اهمیت این ماده مغذی خوردن این سبزی توصیه شده تا از بروز نواقص مادرزادی جلوگیری كند. از این رو، خوردن این سبزی در دوران بارداری یك عادت غذایی خوب به حساب می‌ آید.

از طرف دیگر، مطالعات بسیاری نشان داده‌اند كه رنگ ارغوانی چغندر به دلیل وجود تركیبی به نام بتاسیانین است كه خاصیت ضد سرطانی داشته و از بروز سرطان‌ها به خصوص سرطان كولون جلوگیری می ‌كند.

به علاوه، فیبر بالایی كه در این سبزی وجود دارد، كاهنده چربی خون شناخته شده، به طوری كه مطالعات نشان داده‌اند، مصرف مرتب آن 30 درصد كلسترول و 40 درصد تری‌گلیسرید را كاهش می‌ دهد و به میزان قابل توجهی افزایش‌ دهنده كلسترول خوب است و به این ترتیب از ابتلا به بیماری‌های قلبی جلوگیری می ‌كند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:29  توسط اشکان و علیرضا  | 

 

فوايد چغندر

چغندر گياهي است، داراي برگ هاي پهن و درشت و گلوله مانند. اين سبزي به دو رنگ ديده شده: سفيد و قرمز مايل به بنفش.

ريشه چغندر، پيازي است. رنگ ريشه چغندر ممکن است زرد، سرخ و سفيد باشد. ريشه چغندر به صورت خام قابل استفاده و مصرف است و اغلب آن را پخته مصرف مي کنند که همه به نام لبو آن را مي شناسند.

ريشه کلفت چغندر، مواد غذايي و به خصوص ساکاروز (شکر) را در خود ذخيره مي کند. برگ هاي چغندر هنگام روز در مقابل نور آفتاب، ساکاروز مي سازند و شب ها آن را به ريشه ها مي دهند. مقدار ساکارز در هر منطقه متفاوت است.

براي اولين بار، چغندر در مديترانه و جنوب غربي آسيا ديده شد. چغندر به عنوان غذا از 2000 سال قبل شناخته شده بود.

رومي ها و يوناني ها از اين سبزي به عنوان غذا استفاده مي کردند. يوناني ها براي خنک شدن خونشان، چغندر مصرف مي کردند.

فوايد چغندر و آب آن

1. چغندر در زمان هاي قديم به عنوان دارو مصرف مي شد. اين سبزي براي قلب، خون و هضم بهتر غذا بسيار مفيد مي باشد.

2. براي بعضي ها هضم چغندر ممکن است مشکل باشد. چغندر سرد و کنترل کننده صفرا مي باشد. چغندر باعث عملکرد بهتر خون، تميز کردن معده و روده مي شود.

3. چغندر، سرشار از کربوهيدرات، منبع خوب پروتئين و داراي مقدار زياد ويتامين و عناصر معدني و ريز مغذي ها مي باشد.

4. اين سبزي به عنوان منبع خوب فيبر شناخته شده است. چغندر فاقد چربي و کلسترول مي باشد.

5. چغندر براي جوان شدن بسيار مفيد است و بسياري از انواع ضعف ها را از بين مي برد و موجب تصفيه کردن خون مي شود و همچنين باعث تقويت سيستم ايمني و افزايش اکسيژن در بدن مي گردد.

6. نوشيدن روزانه 2 ليوان آب چغندر باعث کاهش فشار خون مي شود، پس براي افرادي که از افزايش فشار خون رنج مي برند، بسيار مفيد مي باشد. گذشته از آن، آب چغندر درمان کننده سرطان مي باشد.

تحقيقات نشان داده است که نيتريت موجود در آب چغندر وارد بزاق مي شود و با بزاق خورده مي شود. محيط اسيدي معده کمک مي کند تا به اکسيد نيتريک تبديل شود و به خون مي رود و موجب کاهش فشار خون مي شود و از بيماري هاي قلبي جلوگيري مي کند.

7. براي سرفه، تنگي نفس، سر درد و حتي براي تقويت غريزه جنسي مصرف مي شود.

8. چغندر جزو سبزيجات شيرين محسوب مي شود، زيرا شکر زيادي را نسبت به هويج و ذرت دارا مي باشد.

9. پزشکان يوناني براي بهبود مجروحان زخمي از برگ چغندر استفاده مي کردند.

10. برگ چغندر براي ناراحتي هاي کبدي بسيار خوب است. چغندر باعث به وجود آمدن رطوبت در رود مي شود و به اين وسيله از يبوست جلوگيري مي کند.

11. آنتي اکسيدان موجود در چغندر به تقويت بافت هاي بدن و سلامتي پوست کمک مي کند.

12. چغندر به طور طبيعي داراي مقداري آهن و اسيد فوليک مي باشد. به علت دارا بودن اين مواد، توانايي افزايش اکسيژن براي فعاليت هاي مختلف را دارد.

13. چغندر تاريخچه قديمي براي نيروبخشي دارد. اين سبزي هم در ساخت سلول ها و هم در بهبودي بعد از بيماري نقش بسزايي دارد. چغندر يک ماده مفيد براي هضم مواد غذايي مي باشد.

14. يکي از سبزيجاتي که براي افراد دچار "سندرم گرسنگي" بسيار مفيد است، چغندر مي باشد.

15. چغندر جلوي ضعف، اغتشاش در خواب، رنگ پريدگي و زخم هاي زباني را مي گيرد.

16. اگر داراي موهاي خشک و زبر و يا دچار ريزش مو هستيد، حتما چغندر مصرف کنيد.

17. چغندر، ادرار آور و آرام کننده است.

18. مصرف چغندر بيماري جذام را از بين مي برد.

19. مصرف چغندر لکه هاي سفيدي که در پوست بدن موجب مرض پيسي مي شود را از بين مي برد.

20. براي جلوگيري از اختلالات قاعدگي و براي باروري، چغندر بسيار مفيد است.

21. جوشانده چغندر براي درمان التهاب مثانه، يبوست، بواسير و بيماري هاي پوست مصرف مي شود.

22. مصرف برگ چغندر، آرام کننده است. پس براي افراد عصبي و براي جلوگيري از اضطراب بسيار مفيد است. 

بياييد نعمات خداوند را به يکديگر ياد آوري کنيم.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:29  توسط اشکان و علیرضا  | 

 

19 روش از قلب خود محافظت کنید

پیشنهاد می كنیم كه برای حفظ سلامت قلب خود به نكات زیر توجه كنید، اما این نكته را متذكر می شویم كه با پزشك نیز مشورت كنید:

1 - روزی 30دقیقه ورزش  كنید.

2 - هر دو ساعت یك لیوان آب بنوشید.

3 - اگر می توانید روزی 20دقیقه دوچرخه سواری كنید.

4 - طبق نظر پزشك، هر روز ویتامین  ب كمپلكس مصرف كنید.

5 - صدای خود را در شب حین خواب ضبط كنید یا از اطرافیانتان بخواهید تا توجه كنند كه آیا در خواب خر و پف می كنید یا نه. اگر جواب مثبت بود با پزشك مشورت كنید چرا كه این امر می تواند در تنفس و فشارخون  شما اختلال به وجود آورد و در نهایت سلامت قلبتان  را در معرض خطر قرار دهد.

وقت كافی به گردش و هم صحبتی با آنهایی كه دوستشان دارید اختصاص دهید.

6 - حداقل روزی دو فنجان چای نوش جان كنید.

7 - هر هفته مقدار كمی كاكائوی تلخ بخورید.

8 – شب ها حداقل هفت ساعت بخوابید. كم خوابی می تواند یكی از دلایل حمله قلبی باشد.

9 - دست كم هفته ای یك بار ماهی مصرف كنید .

10- از خوردن صبحانه كامل و سرشار از فیبر غافل نشوید.

11- مواد غذایی دارای  امگا 3  را در برنامه غذایی بگنجانید.

12- به مصرف لوبیا نیز توجه كنید و آن را به شكل خوراك یا بر روی سالاد میل نمایید.

13- طبق نظر پزشك هر روز یك آسپیرین بچه بخورید.

14- خوب است بدانید خوردن آلبالو برای سلامت قلب خالی از لطف نیست.

15- هر روز پرتقال بخورید. می توانید به جای آن از آب پرتقال هم استفاده كنید منتهی اگر خود پرتقال برایتان فراهم بود، آن را ترجیح دهید.

16- در روزهای تعطیل فقط استراحت كنید. تلفن همراه و رایانه را كنار بگذارید.

17- از استرس  پرهیز كنید.

18- به مصرف مولتی ویتامین نیز اهمیت دهید اما پیش از آن نظر پزشك را بخواهید.

19- وقت كافی به گردش و هم صحبتی با آنهایی كه دوستشان دارید اختصاص دهید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:28  توسط اشکان و علیرضا  | 

 

 

 

خانم ها، بیماری قلبی را جدی بگیرید

وقتی كه اصطلاح بیماری قلبی را می شنوید، اولین واكنش شما چیست؟ ممكن است مثل خیلی از زن ها فكر كنید این بیماری یك بیماری مردانه است و مشكل من نیست!

اما واقعیت این است كه بیماری های قلبی یكی از دو علت اصلی مرگ و میر در ایران است. متاسفانه بسیاری از زنان این مطلب را نمی دانند در حالی كه درك این مطلب حائز اهمیت است.

جالب است بدانید ؛

- در سال 1381 مطالعه قند و چربی خون افراد در تهران نشان داد كه 7/12 درصد زنان سابقه دردهای قلبی دارند، در حالی كه این مشكل تنها در 8/8 درصد مردان مشاهده شده است.

- مطالعه دكتر نبی پور در بوشهر نشان داد؛ سابقه سكته قلبی در مردان 4/17 درصد و در زنان 8/19 درصد  بوده است.

- 38 درصد زنان یك سال بعد از یك حمله قلبی فوت خواهند كرد.

- در طی 6 سال بعد از یك حمله قلبی،  حدود 46 درصد زنان در اثر نارسایی قلبی ناتوان خواهند شد.

- دو سوم زنان كه حمله قلبی داشته اند ، به طور كامل بهبود نمی یابند.

واقعیت این است كه اگر شما قلب دارید، پس مشكل قلبی نیز می توانید داشته باشید كه خوشبختانه كارهای زیادی برای این حل این مشكل می توان انجام داد.

این مطالب به شما كمك خواهد كرد كه عوامل بیماری قلبی را در خود شناسایی كنید و گام هایی در جهت پیشگیری یا كنترل آنها بردارید. این كارها به خصوص برای زنان میانسال و مسن ارزشمند است، زیرا احتمال بیماری و حمله قلبی در زنان با یائسه شدن، به طور شگفت انگیزی افزایش می یابد.

یك هشتم زنان بین سنین 64-45 سال انواعی از بیماری های قلبی را دارند و این مقدار در زنان بالای 65 سال تا یك سوم افزایش می یابد.

هنوز هم ممكن است فكر كنید، من كه در خطر نیستم، چون در حال حاضر بیماری قلبی ندارم.

ممكن است دارای عوامی خطری مانند اضافه وزن، كشیدن سیگار یا فعالیت فیزیكی كم باشید كه می تواند خطر ابتلا به بیماری های قلبی را افزایش دهد. شاید در مورد عوامل خطر بیماری های قلبی چیزهایی بدانید، اما باید بدانید كه خودتان كدام یك از این عوامل را دارید. چیزی كه ممكن است ندانید این است كه ،اگر شما حتی یك عامل خطر را داشته باشید، احتمال ابتلا به بیماری قلبی در شما زیاد است.

یك قلب بیمار و آسیب دیده، در انجام فعالیت های روزانه و حتی توانایی شما در كارهای ساده ای مثل قدم زدن یا بالا رفتن از پله، اختلال ایجاد كرده و به شیرینی زندگی شما لطمه می زند.

یك خبر خوب

شما برای پیشگیری از بیماری قلبی، نیروی عظیمی دارید و می توانید از همین امروز شروع كنید. با شناخت عوامل خطری كه شما را تهدید می كنند و ایجاد تغییر مطلوب در آنها نظیر تغییر در رژیم غذایی، افزایش فعالیت فیزیكی و اصلاح سایر عادات روزانه خود می توانید تا حد زیادی خطر ابتلا به بیماری قلبی را كاهش دهید. حتی اگر بیماری قلبی دارید، می توانید گام هایی در جهت كاهش شدت آن بردارید. پس از این مطالب برای داشتن یك قلب سالم استفاده كنید. البته می توانید برای كسب اطلاعات بیشتر با پزشك خود مشورت كنید. از امروز برای حفظ سلامتی قلب خود اقدام كنید.

این عبارت را شعار خود قرار دهید :

 " برای درمان بیماری قلبی از همین امروز شروع كنید ، فردا دیر است."

بیماری قلبی چیست؟

بیماری های عروق قلبی ( بیماری های كرونری ) مهم ترین بیماری قلبی است . این بیماری در واقع ناشی از مشكلات رگ های خونی قلب است كه می تواند سبب حمله قلبی شود. یك حمله قلبی وقتی اتفاق می افتد كه یكی از سرخرگ های تغذیه كننده قلب بسته شود و از رسیدن اكسیژن و غذا به قلب جلوگیری كند. این بیماری ها غالباً به اختصار به عنوان" بیماری قلبی " گفته می شود. بیماری های دیگر قلبی- عروقی شامل سكته مغزی، فشارخون بالا، آنژین صدری یا درد قفسه سینه و بیماری های روماتیسم قلبی است.

برخی از بیماران قلبی با كمك اعمال جراحی نظیر بای پس( by pass ) و آنژیوپلاستی( angioplasty ) تا حدودی بهبود می یابند. گرچه این اعمال می توانند به گردش خون و اكسیژن در عضله قلبی كمك كنند، اما سرخرگ ها همچنان آسیب دیده باقی می مانند و مفهوم آن این است كه احتمالاً یك حمله قلبی دیگر خواهید داشت. به علاوه تا زمانی كه در شیوه زندگی خود تغییری ایجاد نكنید، وضعیت رگ های خونی شما روز به روز بدتر خواهد شد. تعدادی از زنان در اثر عوارض بیماری قلبی فوت می كنند یا برای همیشه ناتوان می شوند. به همین دلیل كنترل و پیشگیری از این بیماری خیلی مهم و حیاتی است.

چه كسانی در معرض خطر هستند؟

عوامل خطر( Risk Factors )، شرایط یا عاداتی هستند كه احتمال ابتلا شخص به یك بیماری را افزایش می دهند. این عوامل می توانند شرایطی را به وجود آورند كه وضعیت بیماری موجود را بدتر كنند. عوامل خطر مهم بیماری قلبی كه می توانید اقدامات زیادی برای كنترل آنها انجام دهید، شامل موارد زیر است:

1- سیگار كشیدن

2- فشار خون بالا

3- كلسترول خون بالا

4- داشتن اضافه وزن

5- فعالیت بدنی كم

6- دیابت

بعضی از عوامل خطر مانند: سن و سابقه ارثی بیماری قلبی قابل تغییر نیستند. خطر بیماری قلبی در زنان از سن 55 سالگی افزایش می یابد.

زنان بعد از یائسگی، به علت كاهش تولید هورمون استروژن برای ابتلا ببه بیماری قلبی مستعدتر می شوند. احتمال ابتلا به بیماری قلبی در زنانی كه به علل طبیعی یا برداشتن رحم با عمل( hysterectomy ) دچار یائسگی زودرس شده اند نسبت به زنان غیریائسه دو برابر است.

سابقه فامیلی و ارثی بیماری قلبی در سنین پایین عامل خطر دیگری است كه قابل تغییر نیست. اگر پدر یا برادر شما قبل از سن 55 سالگی یك حمله قلبی داشته اند و یا اگر خواهر یا مادر شما یك حمله قلبی قبل از 65 سالگی داشته اند ،احتمال ابتلای شما به بیماری قلبی زیاد است.

عوامل خطر اصلی قابل تغییر نیستند، ولی دانستن آن از این لحاظ مهم است كه اینگونه افراد می توانند با كنترل سایرعوامل خطر بیماری قلبی را در خود كاهش دهند.

این كار چندان مشكل نیست. محافظت از قلبتان می تواند به سادگی راه رفتن سریع یا خوردن یك سوپ خوشمزه یا كارهایی باشد كه برای داشتن یك وزن متناسب به آنها نیاز دارید.

هیچ عامل خطری را دست كم نگیرید

بعضی زنان عقیده دارند فقط انجام یك رفتار سالم می تواند از آنها در مقابل خطر بیماری قلبی مواظبت كند. برای مثال ممكن است فكر كنند اگر مرتب قدم بزنند یا شنا كنند ، ولی می توانند سیگار بكشند و سالم بمانند ولی این باور نادرستی است. برای پیشگیری از بیماری قلبی باید تمامی عوامل خطر آن را كنترل كرد. شما می توانید به آرامی این كار را انجام دهید، ولی مهم آن است كه واقعا عوامل خطر تغییر دهید. ممكن است بعضی افراد بگویند اگر من فقط یك عامل خطر مثل افزایش وزن یا افزایش كلسترول خون را داشته باشم، كم از بیماری قلبی مصون هستم. ولی اینطور نیست، هر عاملی می تواند سبب افزایش خطر بیماری قلبی گردد، خصوصاً داشتن بیش از یك عامل خطر مسئله ای جدی است، چون عوامل خطر اثرات یكدیگر را تشدید می كنند.

پس هر فردی باید عوامل خطر بیماری قلبی را در خود شناسایی كند و اقدامات لازم را برای كاهش آنها انجام دهد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:27  توسط اشکان و علیرضا  | 

 

درآمد مردان در بزرگسالي با رشد جسماني در سال اول عمر مرتبط است

>> نوازش هاي مادران تعيين كننده سلامت رواني در بزرگسالي است

>>توصيه به زنان باردار در مورد عدم مصرف سيب زميني

 

 

درآمد مردان در بزرگسالي با رشد جسماني در سال اول عمر مرتبط است

تهران، اينترنت

دانشمندان مي گويند: ميزان درآمد مردان در بزرگسالي تا حدودي با سرعت رشد جسماني در سال اول زندگي مرتبط است.

به گزارش سايت اينترنتي هلث‌اسكات نيوز، مطالعات به عمل آمده برروي 4 هزار و 630 مرد فنلاندي نشان داد : درآمد افرادي كه در يك سالگي كوتاهتر از حد متوسط بودند، به ميزان قابل ملاحظه اي كمتر از ساير همكاران بود.

به گفته محققان احتمال طي كردن مدارج عالي دانشگاهي براي اين افراد كوتاه قد نيز كمتر بود.

به اعتقاد پژوهشگران رشد جسماني كمتر در سال اول عمر كه دوره تكامل حياتي مغز است، سبب آسيب رسيدن تواناييهاي ذهني فرد مي شود.

جمع آوری توسط خانم خرم پناه

اين امر به بروز ناكاميها در طول زندگي از جمله آموزش ضعيف در مدرسه و درآمد كمتر منجر مي شود

 بالا

 نوازش هاي مادران تعيين كننده سلامت رواني در بزرگسالي است

بريگتون، خبرگزاري آسوشيتدپرس

تحقيقات جديد نشان مي دهد كه چگونگي پرورش و مراقبت از كودكان مي تواند نحوه فعاليت ژنها را بطور دايمي تغيير دهد و ميزان بروز استرس در دوران بزرگسالي را تعيين مي كند.

محققان در كنفرانس ريشه هاي جنيني و نوزادان بيماريهاي بزرگسالان اعلام كردند بچه موشهايي كه مادرانشان آنها را بيشتر مي ليسيدند در بزرگسالي كمتر دچار ترس و اضطراب شدند و ميزان ترشح هورمون استرس در آنها كمتر از موشهايي بود كه كمتر نوازش شده بودند.

اين دانشمندان دريافتند مغز بچه موشها در اثر عمل ليسيدن توسط مادر، باعث فعال شدن يك ژن مي شود اين ژن عامل تسكين بدن در شرايط استرس زا است.

چندين تحقيق انساني نشانگر وجود يك ارتباط ميان پرورش و سلامت رواني آينده كودكان بوده است. اين تحقيق به سرپرستي مايكل ميني استاد علوم پزشكي دانشگاه مكگيل در مونترال كانادا براي اولين بار توانست بطور دقيق نشان دهد كه آيا واقعا رفتار مادر عامل ايجاد تفاوت است و اتفاقاتي را كه در مغز نوزادان رخ مي‌دهد و ويژگيهاي بزرگسالان را ايجاد مي كند نشان دهد.

پيتر گلكمان استاد زيست شناسي نوزادان و جنين در دانشگاه آكلند در زلاندنو مي گويد: اين مطالعه نشان داد ظهور ژنها در پستانداران را مي توان با نحوه رفتار مادران بطور دائمي تغيير داد و تأثيرات دراز مدت رفتار مادران بر سلامت رفتاري و رواني را به اثبات رساند.

هنوز مشخص نيست كه آيا نتايج اين تحقيق در مورد انسان نيز مصداق دارد يا خير و آيا بوسيدن و بغل كردن معادل رفتار ليسيدن در حيوانات است.

موشها وقتي بدنيا مي آيند چشمانشان بسته است و نسبت به نوازش و لمس كردن بسيار حساس هستند. انسان در محيط بسيار پيچيده تر و با محركهاي حسي متنوع تري متولد مي شود.

با اين حال محققان مي گويند كه اين مكانيزم و اصل كلي مي تواند واقعيت داشته باشد.

در اين مطالعه محققان مشاهده كردند، بچه موشهايي كه مادرانشان آنها را بيسيده بودند كمتر دچار ترس شدند و ميزان ترشح هورمون استرس در آنها در مواجهه بامحرك كمتر بود و سرعت ضربان قلب آنها افزايش چنداني نيافت، اين موشها واكنش استرس متعادل تري در مقايسه با ساير بچه موشها داشتند.

مغز حاوي گيرنده هايي براي هورمونهاي استرس مثل كورتيزول است. هر چه تعداد گيرنده ها بيشتر باشد مغز در برابر اين هورمون حساس تر است و راحتتر به غدد آدرنال فرمان مي دهد ترشح هورمونها را متوقف كند. اين گيرنده ها نحوه رويارويي بدن با استرس را تنظيم مي كنند.

موشهايي كه كمتر نوازش شده بودند ميزان گيرنده هاي كورتيزول در مغزشان بيشتر بود.

عمل ليسيدن باعث مي شود مغز بچه موشها گيرنده هاي بيشتري توليد كند.

اين گيرنده ها توسط ژنها ساخته مي‌شوند و اين ژن در موشهاي بالغي كه در نوزادي بيشتر نوازش شده بودند فعالتر است.

بالا

توصيه به زنان باردار در مورد عدم مصرف سيب زميني

سيدني، خبرگزاري آلمان

نتايج تحقيقات دانشمندان استراليايي نشان داده است كه مصرف زياد سيب زميني توسط زنان باردار خطر ابتلا به ديابت نوع اول را در فرزندان افزايش مي دهد.

پژوهشگران موسسه بين المللي ديابت در ملبورن معتقدند كه ماده سمي بافيلومايسين كه در سيب زميني و ديگر سبزيجات ريشه اي يافت مي‌شود مي تواند در كودكاني كه زمينه ابتلا به ديابت نوع اول را دارند باعث بروز اين بيماري شود.

ميتلايان به ديابت نوع اول با اين بيماري متولد مي شوند در حالي كه ديابت نوع دوم با چاقي و شيوه زندگي مرتبط است.

مبتلايان به ديابت نوع اول بايد از نظر قند خون و انسولين تحت نظر قرار گيرند. اين افراد بيشتر در معرض خطر نابينايي، قطع عضو، بيماري كليوي و قلبي قرار دارند.

محققان دريافتند موشهاي بارداري كه مقادير اندكي بافيلومايسين دريافت كردند احتمال اينكه نوزادان آنها بعدها به ديابت نوع اول دچار شوند بيشتر است.

بين 5 تا 10 درصد از مردم حامل ژني هستند كه آنها را مستعد ابتلا به ديابت نوع اول يا ديابت وابسته به انسولين مي كند. 15 درصد از استراليايي ها به اين بيماري مبتلا هستند و معمولا در كودكان 5 تا7 سال يا در دوران بلوغ تشخيص داده مي شود.

پل زيمت بيوشيميدان و مدير موسسه بين المللي ديابت گفت: نتايج اين مطالعه را قابل كاربرد در مورد تمام زنان باردار نيست.

تنها كساني كه از نظر ژنتيكي در برابر اين عامل محيطي آسيب پذير هستند به ديابت نوع اول دچار مي شوند. بنابراين بيشتر مردم مي توانند بدون نگراني سيب زميني بخورند.

از آنجايي كه دستگاه ايميني بدن جنين كاملا تكامل نيافته بيشتر از يك كودك در معرض خطر است.

زيمت گفت: مرتبط دانستن ديابت با تغذيه باعث تغيير نگرش نسبت به اين بيماري خواهد.

13 درصد از سيب زمينيهاي عرضه شده در بازار استراليا حاوي ريشه است كه نشانه وجود بافيلومايسين است. اين ماده سمي با پختن نابود نمي شود.

زيمت به زنان بارداري كه سابقه ابتلا به ديابت نوع اول در خانواده خود دارند توصيه كرد سيب زميني را كاملا پوست بكنند.

در كشورهايي كه ميزان مصرف سبزيجات ريشه اي بالا است ميزان ابتلا به ديابت نوع اول هم بالا است.

بالاترين ميزان ابتلا به ديابت در جهان متعلق به كشور فنلاند و ايالت ساردني در ايتاليا است. فنلاندي ها خيلي سيب زميني مي خوردند و ساردني ها هم چغندر زياد مصرف مي كنند معمولا اين دو نوع سبزي اين نوع آلودگي را دارند.

محققان نتايج يافته هاي خود را در كنگره انجمن ديابت آمريكا ارايه كردند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:26  توسط اشکان و علیرضا  | 

بیماری MS چیست ؟

          بیماری MS یک بیماری دستگاه عصبی مرکزی بوده و در این بیماری پوشش محافظ اعصابی که در داخل و اطراف مغز نخاع قرار دارند تخریب می شود که این خود باعث ایجاد طیف گسترده ای از علائم مثل از دست دادن کنترل عضلات هماهنگی بین آنها تا اختلالات بینائی می شود.  این بیماری در زنان شایعتر از مردان بوده و همچنین در نقاطی از دنیا مثل اروپای شمالی، آمریکا و کانادا نیز از شیوع بالاتری برخوردار است. همچنین افرادی که در خانواده خود بیمار مبتلا به MS را دارند، ریسک بالاتری برای ابتلا به این بیماری را نسبت به سایر افراد جامعه دارند.

علت بروز این بیماری چیست ؟

       تاکنون دلیل پیدایش این بیماری مشخص نشده است ولی بنظر می رسد که بروز این بیماری ارتباطی با پاسخهای خود ایمنی داشته باشد. چیزهائی مثل یک ویروس ممکن است باعث تحریک سیستم ایمنی شده و بدن را وادار به تولید پادتنهائی کند که به اشتباه به عناصر خودی بدن حمله میکنند، در بیماری MS این پادتنها به میلین ( Myelin ) که پوشش اعصاب می باشد حمله کرده و آنها را نابود می کنند. میلین باعث می شود که پیامهای عصبی به سرعت در طول عصب منتقل شود. حال اگر این ماده تخریب شود بر روی عصب نقاطی بدون میلین بنام پلاک بوجود می آید و با گسترش این پلاکها انتقال پیام عصبی در طول عصب کند شده و یا  با مشکل مواجه می شود که خود باعث بروز علائم بیماری MS می شود.. البته علاوه بر ویروس ، محققان معتقدند که پاسخهای خود ایمنی ( یعنی عملکرد دستگاه ایمنی علیه میزبان و نه یک عامل خارجی ) می تواند در اثر عوامل محیطی و یا ژنتیکی نیز اتفاق بیفتد.

علائم بیماری MS چیست ؟

        بیشتر بیماران در سنین 40-20 سال متوجه علائم بیماری MS می شوند. نوع این علائم و چگونگی پیشرفت آنها نیز بستگی به محل پلاکها در دستگاه عصبی مرکزی بیمار دارد. آسیب میلین مربوط به اعصابی که پیام عصبی را به ماهیچه ها می برند باعث ایجاد علائم حرکتی می شود ولی درگیری اعصابی که باعث انتقال حس می شوند سبب اختلال حواس مربوطه می شود. علائم معمولاً با خستگی غیر قابل توضیح و گنگ شروع می شود و بدنبال آن ضعف کلی بدن ایجاد می شود. البته این ضعف ممکن است فقط در یک پا و یا یک دست رخ دهد. بعضی از بیماران دچار تاری دید و یا دیددوگانه ( دود بینی ) می شوند. همچنین علائمی مثل کرختی و سوزن سوزن شدن صورت، دستها و پاها، بدن، اختلال تعادل ، لرز گیجی، اختلال در بلع و یا اختلال در صحبت کردن، از بین رفتن کنترل مثانه هم در بیماری MS مشاهده می شود. . بیماران زیادی که مبتلا به MS می باشند، دچار درد مزمن هم هستند و گروه کمی از این بیماران دردهای حاد را نیز تجربه می کنند که این دردهای حاد، ناگهانی و شدید بوده و اغلب در صورت و یا ناحیه کمر ایجاد می شوند. روند بیماری MS کلاً غیر قابل پیش بینی است. این بیماری دارای مرحله علامتدار و فعال و مرحله نهفته می باشد. بعضی از بیماران پس از مرحله علامتدار و فعال بیماری وارد یک مرحله نهفته طولانی می شوند که در آن علائم بسیار خفیف می باشد. ولی بعضی دیگر با وارد شدن در هر مرحله فعال، طول مدت مرحله نهفته آنها کوتاهتر و کوتاهتر می شود و یا کلاً وارد مرحله نهفته نمی شوند. این بیماران که فاز نهفته کوتاهی دارند به احتمال بیشتری دچار ناتوانی های دائمی مثل فلج
می شوند. گرما و استرس هم می توانند باعث بدتر شدن علائم بیماری شوند. بسیاری از بیماران مبتلا به
MS، افسرده هم می شوند گرچه محققان مطمئن نیستند که آیا افسردگی یک بیماری مزمن به شمار می رود.. بیماری MS بطور کلی تأثیری بر روی طول عمر بیمار ندارد

چگونه این بیماری تشخیص داده می شود ؟

   پزشکان موقعی به MS مشکوک می شوند که بیمار نسبتاً جوان با علائم حرکتی و یا حسی که مرتباً حالت فعال و سپس خفته بخود می گیرد مواجه شوند. پزشکان مانند هر بیماری دیگری باید یک تاریخچه پزشکی دقیق را در کنار معاینه فیزیکی فرد قرار داده تا بتوانند به تشخیص MS نزدیک شوند. البته برای رسیدن به یک تشخیص قطعی باید مجموعه ای از تستها را برای کنار گذاشتن سایر بیماریهای مشابه انجام داد. بهترین وسیله برای نشان دادن نقاطی از دستگاه عصبی مرکزی ( مغز و نخاع ) که میلین در آنها از بین رفته است و پلاک ایجاد شده MRI می باشد.پزشک همچنین ممکن است « آزمایشات پتانسیل برانگیخته » را که می توان روی اعصاب و حواس مختلف مثل بینائی، شنوایی ، ... انجام داد، درخواست کنند. در این آزمایشات این اعصاب تحریک شده و سرعت انتقال پیام الکتریکی در آنها اندازه گیری می شود. بیماران مبتلا به MS پاسخ کندتر و آهسته تری نسبت به تحریک اعصاب از خود نشان می دهند. پزشک همچنین ممکن است آزمایش بررسی مایع  مغزی- نخاعی ( که از طریق کمر این مایع گرفته می شود و بر روی آن آزمایشاتی انجام می گیرد )  را درخواست نماید. مایع مغزی – نخاعی در افراد مبتلا به MS حاوی سطوح بالای پروتئین و WBC سفید بالاتر از حد معمول می باشد.

درمان بیماری MS چیست ؟

   هنوز درمان قطعی برای MS پیدا نشده است. امروزه ترکیب درمان داروئی و درمان فیزیکی برای کاهش علائم و یا حتی به مرحله نهفته بردن بیماری توصیه می شود. درمان بیماری MS توسط یک تیم شامل متخصص مغز و اعصاب و متخصص درمان فیزیکی انجام می گیرد. استفاده از داروهای استروئیدی مثل متیل پردنیزون و ردنیزون برای تخفیف علائم بیماری مفید می باشند البته اگر در یک دوره کوتاه مدت مصرف شوند. استروئیدهاهمچنین می توانند به بهبود اشکالات بینائی در این بیماران کمک کنند. سایر داروها مثل « بتا اینترفرون » و « گلاتیامر » هم می توانند تعداد حمله های حاد بیماری را کاهش دهند. داروهای اخیر که تزریقی هستند باعث جلوگیری از حمله سیستم ایمنی به پوشش اعصاب میلین می شوند. سایر داروها هم ممکن است برای رفع علائم همراه بیماری مثل افسردگی، مشکلات ادراری و یا اسپاسم عضلات مورد استفاده قرار گیرند. اسپاسم عضلات بخوبی به تزریق « سم بوتولینوم » پاسخ می دهد که با رفع اسپاسم، درد ناشی از آن نیز بر طرف می شود. بیماران با مشکلات شدید مثانه ممکن است برای تخلیه ادرار خود به نصب لوله ادارای نیاز پیدا کنند. درمانهای فیزیکی و شغلی نیز به بیمار کمک می کندکه محدوده حرکات خود، قدرت عضلات و انعطاف پذیری آنها را حفظ کنند و همچنین تکنینهائی را برای جبران اختلال هماهنگی بین حرکات در تعادل را بیاموزند تا بتواند علیرغم ناتوانائی هائی که دچار آن شده اند، کارکرد خود را حفظ کرده و به شغل خود ادامه دهند. برای رفع خستگی نیز علاوه بر بعضی از داروها، تنظیم روش زندگی خود برای قرار دادن دوره های مکرری از زمان جهت استراحت و تجدید قوا می تواند مفید باشد.                                                                                        

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:24  توسط اشکان و علیرضا  | 

ساخت اولین واکسن داخل تخم مرغی بر علیه بیماری آنفلوانزای طیور.

این واکسن توسط پروفسور دامپزشک آقای  Haroldo Toro محقق دانشگاه AUBURN با همکاری محققان Vaxin در بیرمنگام ساخته شده است.

این تحقیقات که در ژورنال علمی VACCIN نیز آمده است ، مشخص کرده است که این واکسن در هنگام شیوع بیماری به صورت صد در صد جواب می دهد.

آقای پروفسور تورو می گویند که: ما اعتقاد داریم که تولید هر چه سریعتر به مرحله تجاری برسد که این امر در صنعت طیور به شدت لازم به نظر می رسد.

وقتی شیوع در یک منطقه اتفاق می افتد از این نوع واکسن می توان با سرعت بیشتر، هزینه کمتر و دقت بالاتر از دیگر روشهای واکسیناسیون استفاده نمود.

محققان با وارد کردن ژنی با حدت پایین تر ویروس آنفلوانزای مرغی از تیپ ( H5N9) در میان ویروسی که قابلیت انتقال به انسان را نداشته باشد، این واکسن را تهیه کرده اند. این واکسن با وارد شدن به جنین در حال رشد درون تخم مرغ ، جوجه را بر علیه این بیماری ایمن می کند.

این واکسن ها دارای ویروس هایی هستند که تفاوت ژنتیکی های مختلفی برای درصد های حفاظتی مختلف را بوجود می آورند.

تحقیقات نشان داده است که با به هم آمیختن ژن ها می توان ایمنی موثری را بر علیه بیماری ها بدست آوریم. وقتی در محلی شیوع آنفلوانزای مرغی را داریم می توانیم با واکسینه کردن مناطق مجاور شیوع، خطر ابتلای آنها را کاهش بدهیم.

اغلب کارخانه های جوجه کشی مجهز به سیستم اتوماتیک برای واکسینه کردن بر علیه بیماری مارک هستند که در هر دقیقه می توان به درون 40000 تخم مرغ تزریق کرد. این واکسن به علت این که در محیط کشت تهیه می شود به راحتی می توان برای هزاران پرنده واکسن تهیه نمود.

تحقیقات آقای پرفسور در سال 2004 با حمایت مالی USDA شروع شده است.

این واکسن در حال حاضر به تولید تجاری نرسیده است ولی ما امید واریم که هر چه سریع تر به تولید تجاری برسد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:19  توسط اشکان و علیرضا  | 

اقدامات امنیت زیستی ضروری جهت كاهش انتشار عوامل بیماریزایی تنفسی

با توجه به شروع فصل پاییز و تغییرات آب و هوایی با عنایت به اینكه مدیریت بهداشتی واحدها نقش عمده ای در جلوگیری از شیوع بیماری دارند لذا توجه مرغداران محترم را به رعایت نكات زیر جلب می نماییم.
1-
پرورش دهندگان مرغ گوشتی و تخمگذار لازم است قبل از جوجه ریزی بمنظور اطلاع از وضعیت بیماریهای رایج در منطقه و همچنین وضعیت بهداشتی آماده سازی سالنهای پرورش نسبت به اخذ مجوز برای هر دوره پرورش از اداره دامپزشكی محل اقدام نمایند.
2-
از جوجه ریزی در مناطق متراكم و نیز كانونهای بیماری تا اطلاع ثانوی خودداری بعمل آید و در هر صورت با اداره دامپزشكی شهرستان هماهنگی لازم بعمل آید.
3-
مرغداران محترم پس از بروز تلفات غیر عادی بلافاصله موضوع را به اداره دامپزشكی شهرستان خود اطلاع دهند.
4-
تحویل كارت بهداشتی تكمیل شده به اداره دامپزشكی شهرستان جهت اخذ گواهی جوجه ریزی ضروری است.
5-
مرغداران محترم نسبت به واكسیناسیون گله بر علیه بیماریهای مسری برابر ضوابط سازمان اقدام نمایند.
6-
نظافت و شستشوی داخل و خارج سالنها بطوریكه هیچگونه بقایای فضولات و پر در سالنها و محوطه مرغداری باقی نماند.
7-
حوضچه های ضدعفونی در محل ورود به مرغداریها و سالنها احداث و بطور جدی مورد استفاده قرار گیرد.
8-
از ورود افراد غیر مسئول به داخل فارم و سالنهای پرورشی در حین پرورش طیور جلوگیری شود. حتی المقدور كارگران مرغداران در دوره پرورش در داخل واحد اسكان داده شوند.
9-
از رفت و آمد به سایر مرغداریها و كشتارگاههای طیور و محلهای مشابه جداً خودداری گردد.
10-
از منابع مطمئن واكسن، دارو، دان، مكمل و جوجه یك روزه تهیه گردد.
11-
قبل از ورود جوجه یكروزه به سالن لازم است كلیه سالنها توسط گاز فرمالدئید ضدعفونی گردند. در خصوص شیوه های ضدعفونی از ادارات دامپزشكی شهرستان كسب اطلاع گردد.
12-
در حین دوره پرورش لاشه مرغهای تلف شده در داخل مرغداری در چاه تلفات دفن گردد و یا در كوره لاشه سوزانده شود.
13-
مرغ كشتاری پایان دوره به نزدیك ترین كشتارگاه داخل استان تحویل شود و از فروش به مراكز عرضه مرغ زنده جداً خودداری شود. دپو و جابجایی كود سالنهای مرغداری با توجه به دستورالعملهای صادره از سوی سازمان دامپزشكی صورت پذیرد.
14-
از نگهداری پرندگان زینتی و مرغ و بوقلمون در محوطه خودداری گردد.
15-
در صورتیكه از اكیپهای واكسیناسیون بخش خصوصی استفاده می كنید حتماً لباس و سرنگ و كفش مجزا در داخل مرغداری جهت كلی افراد اكیپ تهیه نمایید.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:18  توسط اشکان و علیرضا  | 

 


عفونت ویروسی مفصل(عفونت و آب اوردگی مفصل ویروسی)

وقوع :جهانی

گونه اثر : همه پرندگان

سن اثر:  3 تا 30 هفتگی

در گوشتی در 5 تا8 هفتگی ودر پولت مادر در 10 تا 18 هفتگی از سن رخ می دهد

سبب : دو برابر میزان استاندارد r. n .a reovirus

تاثیر : نهفتگی 9 تا 13 روز است پرندگان روی زانو می نشینندواز رشدشان کاسته می شود.عدم تمایل به حرکت و گام برداشتن نا هماهنگ از دیگر نشانه هاست.

تجمع آل در بال و پایین مفصل زانو و گسیختگی عضله گاستروس نمیوس معمولا ظاهر می شود

عوارض به تفضیل:

همه پرندگان از سن 3 تا 30 هفتگی مستعد ابتلا شدید به این بیماری تضعیف کننده هستند در جوجه ها از 5 تا 8 هفتگی و در بقیه در سن 10تا 18 هفتگی بیماری حادث می شود بیماری به علت رئوویروس ها (  به شکل تنفسی گوارشی و حلقی  ) حاصل می شود

روش انتقال

انتقال عرضی از پرنده به پرنده و یا عمودی از مرغ به نتاج دیده شده است از طریق مدفوعی دهانی و یا تنفسی انتقال می تواند رخ دهد

یادداشت ویژه

آن معمولا باعث کاهش درجه و ظاهر بد در جوجه ها و گله پرندگان می شود

 نشانه های کلینیکی

کمون بیماری 9 تا 13 روز است پرندگان روی زانو ها می نشینند رشد کمی دارند و بی میل به حرکت و گام نا هماهنگ دارند و معمولا پارگی تاندون گاستروس نمیوس دیده می شود

جراحات بعد مرگ

آماس دو طرفه در تاندون عضلات  digital flexor و   metatarsal extensor قابل تشخیص است  افزایش سلول التهابی و مایع غلیظ در مفاصل و اماس در footpad   واکسودا با رنگ کاهی تا قرمز کم رنگ در جراحات قابل مشاهده است

گسیختگی تاندون ها و خونریزی در پرده سینوویال مفاصل و فساد غضروف های  distal tibiotarsus می تواند رخ دهد  کندیل ها (joint capsule) می توانند  نیز در گیر شوند.

تشخیص ها

جداسازی ویروس ها از  آسیب های وارده روی پرده  cam در اثر تلقیح به جنین و تست سرولوژیک برای آنتی بادی va       (  vn  یا  elisa ) از محدود روش های مورد استفاده هستند زیرا پرنده ها معمولا با رئوویروس های غیر پاتوژنیک آلوده می شوند

آثار هیستو پاتولوژی ، ظهور ادم ، نکروز انعقاد ی ، انباشتگی گلبول های سفید و تصفیه گلومرولی، هیپر تروفی و هیپر پلازی سلول های سینوویال و تصفیه لنفوسیتی و ماکرو فاژی و رتیکولار محسوس هستند

  Va بیشتر باعث تغییر رنگ مایع مخاطی به زرد کم رنگ تا خاکستری ، مایکوپلاسما سینوویه موجب رنگ عسلی  مایع مخاطی و استافیلوکوکوس موجب ایجاد مایع سفید ضخیم در مفصل متورم می شوند.

توده ها وجراحات میکروسکوپی قابل ملاحظه اند.گسیختگی تاندون گاسترو نمیوس نیز ازمشخصات قابل ملاحظه است.

درمان و کنترل

جلوگیری

واکسیناسیون گله مادر در سن قبل 20 هفتگی با ویروس سویهs1133   صورت می گیرد . معمولا در سن 2 هفتگی (sq  یا با آب ) و یا بین 6 تا 10 هفتگی (با آب ) به صورت زنده واکسینه می کنند .بعد 18 هفتگی و  شاید بار دگر در 40 هفتگی با واکسن کشته به صورت تزریق SQ   واکسینه می شوند

در بیشتر کشور ها واکسن دادن با آب مجاز نیست و SQ عمومیت دارد

واکسن زنده تخفیف حدت یافته به نسبت 1 به 3 رقیق می شود در ناحیه مشکل دار در یک روزگی برای بویلر به صورت 1 دوز  کامل از HVT   یا با اسپری سریع در سن 1 روزگی با  1  دوز کامل تزریق می شوددر سن بالاتر از 7 تا 10 روز نیز با روش آشامیدنی در پارهای از مواقع انجام شد که در بیشتر کشور ها این مجاز نییست

درمان

درمان مشخص ندارد آنتی بیوتیک ها در جلوگیری از عفونت ثانویه استاف مورد استفاده اند.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:16  توسط اشکان و علیرضا  | 

مارماهی

 مارماهی الکتریکی

(نام علمی: electrophorus electricus)

جاندار آبزی و مهره‌داری است از رده شعاع‌باله‌ها

راسته برق‌ماهیان (Gymnotiformes)

 خانواده کاردماهیان پشت‌برهنه (Gymnotidae).

مارماهی برقی غیر عادی‌ترین گونه ماهی هاست. این ماهی قادر است شوک‌های الکتریکی قوی تا 600 ولت تولید کند و از آن برای شکار و دفاع از خود استفاده کند. این ماهی در طبقه خود (طبقه مارماهیهای الکتریکی امریکای جنوبی) به عنوان یک شکارچی درجه یک شناخته شده است بطوریکه هیچ جانور دیگری جرات ندارد که برای خوردن این نوع ماهی خطر مرگ به‌وسیله جریان برق را به جان بخرد. زیستگاه مار ماهی الکتریکی را می‌توان در حوضه رود آمازون و رود ارینوکو و همچنین نواحی اطراف آنها یافت. طول این ماهی‌ها به 5/2 متر و وزن آنها به 20 کیلو گرم می‌‌رسد، البته طول اکثر این ماهیها از یک متر تجاوز نمی‌کند.

 این گونه ماهیها بدن دراز و کشیده استوانه مانندی دارند که با تعدادی پولک پوشیده شده، سر آنها تخت و رنگ بدنشان سبز مایل به خاکستری است که هر چه به قسمت‌های زیرین بدن نزدیک می‌شود به زردی می‌‌گراید.

همانطور که از توصیفات بر می‌آید این گونه ماهی‌ها ظاهر زیبایی ندارند. مارماهی الکتریکی ترجیح می‌‌دهند که کف گل آلود آبهای آرام زندگی کنند. این ماهیها هوا تنفس می‌کنند و برای اینکار حدودا هر 10 دقیقه یکبار به سطح آب می‌‌آیند و پس از بلعیدن هوا دوباره به کف رودخانه باز می‌‌گردند. تولید برق مار ماهی الکتریکی ضربانهای الکتریکی منحصر بفرد خود را به گونه‌ای شبیه باتری بوجود در می‌‌آورد که در آن توده‌ای از بشقابک‌ها جریان برق تولید می‌کنند. این ماهی‌ها به‌وسیله توده صفحات الکتریکی (حدود 500 تا 600 صفحه) قادر است شوک‌های الکتریکی با ولتاژ 500 و جریان یک آمپر تولید کند.

اگر چه گزارشها نشان می‌‌دهد که جانورانی هم وجود دارند که قادرند ولتاژهای بالا تری تولید کنند ولی این موضوع اصلاً مهم نیست چرا که همین مقدار جریان می‌تواند هر جانوری را بی حس و یا از حمله منصرف کند. ماهیهای جوانتر ولتاژهای کمتری (در حدود 100 ولت) تولید می‌کنند.

این ماهیها قادرند شدت برق خروجی را تغییر دهند مثلاً برای شکار جریانهای برق کمتر و برای بی حس کردن شکار و دفاع از خود جریانهای برق بیشتری تولید کنند. مطالعه این گونه‌ها برای برخی از پژوهشگران بویژه آنهایی که از acetylcho linesterase و A.T.P آنها استفاده می‌کنند، جالب بنظر می‌‌رسد.

از آنجائیکه این گونه‌ها قادرند در هنگام آشفتگی و سراسیمگی شوک‌های الکتریکی متناوب و قوی را در مدت زمان طولانی (دست کم یک ساعت) تولید کنند بدون اینکه نشانه‌ای از خستگی در آنها دیده شود، محققان علاقمندند که دقیقا از چگونگی آن مطلع شوند. گربه ماهی الکتریکی (Malapterurus electricus) و ماهی چهارگوش الکتریکی (Torpedo mamorata T.californica) از جمله گونه‌های مشابه مارماهی الکترکی بشمار می‌‌آیند.

اگر چه این مار ماهی‌ها در طبقه خود معمول و متداول هستند و در اکثر اکواریوم‌های عمومی یافت می‌شوند، ولی عادت آنها در تولید شوکهای الکتریکی حتی هنگامی که به آرامی لمس می‌شوند. باعث شده است که نگهداری آنها توسط اکثر آماتورها در خانه خطرناک بنظر برسد. علاوه بر این بخاطر ابعاد بزرگ این ماهی‌ها نگهداری آنها برای اکثر افراد غیر ممکن است و فقط کسانی قادرند از آنها نگهداری کنند که واقعا به اینکار علاقمند باشند.

کشورهایی همچون استرالیا شدیدا نگهداری این ماهیها را ممنوع کردند چرا که ممکن است این ماهیها به حیات وحش فرار کنند و به یک خطر عمومی تبدیل شوند. این گونه آنچنان غیر عادی است که تابحال چندین بار طبقه بندی شده است.

 اصولا گونه در Gtymnotus هستند که بعدا نام Electropheridae به آنها داده شد و به یک گونه از Gtymnotidae در کنار Gtymnotus‌ها تترل یافتند

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:11  توسط اشکان و علیرضا  | 

بیماری آلزایمر

آلزایمر با از دست دادن حافظه کوتاه مدت، فراموش کردن آدرس ها و اسم ها آغاز می شود و کم کم تا آنجا پیش می رود که فرد حتى راه بازگشت به خانه را فراموش می کند.
در سال
۱۹۰۶ میلادى آلویس آلزایمر پزشک آلمانى پس از ۲۰ سال تحقیق توانست تعریفى علمى از این بیمارى ارائه دهد. این بیمارى براى قدردانى از یک عمرتحقیق آلویس آلزایمر،«آلزایمر» نامیده شده است. آلزایمر که به بیمارى پیرى معروف است در واقع چیزى بیشتر از یک فراموشى ساده است.

بیمارى آلزایمر در واقع مشکلى مغزى است. مغز ما از میلیون ها سلول عصبى تشکیل شده است. هر دسته از این سلول هاى عصبى با هم تشکیل یک بخش را می دهند و هر بخش عهده دار یک مسؤلیت است. به عنوان مثال بخش بینایى که در ناحیه پشت سرى قرار گرفته، مسئول بررسى اطلاعاتى است که از چشم ها آمده است. بدین ترتیب ما تشخیص می دهیم که چه دیده ایم.
این سلول هاى عصبى براى بررسى و انتقال اطلاعات با یکدیگر و با بخش هاى دیگر در ارتباطند. این ارتباط به صورت جریان الکتریکى کوچکى است که از یک سلول به سلول بعدى انتقال پیدا می کند. اما چون این سلول ها به یکدیگر نچسبیده اند، بین آنها یک فضاى خالى کوچک وجود دارد.
این فضاى خالى کوچک توسط یک ماده شیمیایى مخصوص پر می ‌شود که انتقال جریان الکتریکى بین سلول ها را سریعتر و آسانتر می کند. این ماده شیمیایى مخصوص که “سروتونین” نام دارد، توسط خود مغز ترشح می شود.
با بالا رفتن سن و پیر شدن سلول ها، ترشح این ماده شیمیایى یا سروتونین کاهش می یابد، بدین ترتیب ارتباط بین سلولى و انتقال اطلاعات دچار مشکل می شود.
این مشکل بیشتر از همه در بخش حافظه و خاطرات خود را نشان می دهد. خاطره ها ترکیبى هستند از یادآورى دیده ها و شنیده ها و احساسات که براى یاداورى آن ها مغز نیاز به برقرارى یک ارتباط پیچیده سلولى بین همه بخش ها دارد. به همین علت با بالا رفتن سن و کم شدن ترشح سروتونین در مغز، خاطره ها کمرنگ یا فراموش می شوند.
در بیمارى آلزایمر ترشح سروتونین به شدت کاهش می یابد. اما این مسئله همیشه به علت پیر شدن سلول ها نیست. سکته مغزى که باعث از دست رفتن بخشى از سلول هاى مغز می شود یا شوک عاطفى پس از دست دادن عزیزى می توانند خطر ابتلا به آلزایمر افزایش دهند.
آلزایمر با از دست دادن حافظه کوتاه مدت، فراموش کردن آدرس ها و اسم ها آغاز می شود و کم کم تا آنجا پیش می رود که فرد حتى راه بازگشت به خانه را فراموش می کند. بیمارى آلزایمر متاسفانه درمانى ندارد اما می توان از پیشرفت آن جلوگیرى کرد.
داشتن زندگی هاى فعال، شرکت در برنامه هاى جمعى، گوش کردن به اخبار و از همه مهم تر یاد گرفتن یک چیز جدید مثل یک زبان جدید، مغز را فعال نگاه می دارد. براى تقویت حافظه نیاز به داروى خارجى و گران قیمت نیست.
مصرف خشکبار به خصوص فندق به تقویت حافظه کمک می کند. فندق داراى پیش ماده سروتونین است. مصرف فندق باعث افزایش ترشح این ماده شیمیایى مخصوص در مغز می شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:10  توسط اشکان و علیرضا  | 

بیماری پارکینسون (Parkinson’s Disease یا PD) برای اولین بار توسط دانشمند بریتانیایی دکترجيمز پارکینسون (James Parkinson) در سال ۱۸۱۷ میلادی توصیف شد و لذا نام این بیماری به او تعلق یافت.

این بیماری بر اساس چهار علامت مخصوص آن مشخص می شود:

• ارتعاش دست و پا در حالت استراحت (لرزش بیمار همزمان با ارتعاش دست و پا در حالت استراحت)
• آرام شدن حرکت (برادیکینسیا / Bradykinesia)
• سختی حرکت (و خشک شدن) دست و پا یا بدن
• تعادل بد (تعادل ضعیف)

در حالی که دو یا بیشتر از این علایم در بيمار دیده شود، مخصوصا ً وقتی که در یک سمت بیشتر از سمت دیگر پدیدار شود، تشخیص پارکینسن داده می شود مگر اینکه علایم دیگری همزمان وجود داشته باشد که بیماری دیگری را نمایان کند. بيمار ممکن است در اوایل، بیماری را با لرزش دست و پا یا با ضعیف شدن حرکت احساس کند و دریابد که انجام هر کاری بیشتر از حد معمول طول می کشد و یا اینکه سختی و خشک شدن حرکت دست و ضعف تعادل را تجربه می کند. اولین نشانی های پارکینسون مجموعه ای متفاوت از ارتعاش، برادیکنسیا، سفت شدن عضلات و تعادل ضعیف هستند. معمولا ً علایم پارکینسون ابتدا در یک سمت بدن پدیدار می شوند و با گذشت زمان به سمت دیگر هم راه پیدا می کنند.

تغییراتی در حالت صورت و چهره روی می دهد، از جمله ثابت شدن (fixation) حالت صورت (ظاهرا ً احساسات کمی بر چهره نمایان می شود) و یا حالت خیرگی چشم ( به دلیل کاهش پلک زدن). علاوه بر این ها، خشک شدن شانه یا لنگیدن پا در سمت تحت تاثیر قرارگرفته عوارض دیگر (عادی) این بیماری است. افراد مسن ممکن است نمایان شدن یک به یک این نشانه های پارکینسون را به تغییرات افزایش سن ربط بدهند، ارتعاش را به عنوان “لرزش” بدانند، برادیکنسیا را به “آرام شدن عادی” و سفت شدن عضلات را به “آرتروز” ربط بدهند. حالت قوز (stooped) این بیماری را هم خیلی از این افراد به سن یا پوکی استخوان (osteoporosis) ربط می دهند. هم بیماران مسن و هم بيماران جوان ممکن است بعد از بیش از یک سال که با این عوارض روبرو بوده اند برای تشخیص به پزشک مراجعه کنند.

از هر صد نفر بالای سن شصت سال یک نفر به پارکینسون مبتلا می شود، و معمولا ً این بیماری در حدود سن شصت سالگی آغار می شود. افراد جوانتر هم می توانند مبتلا به پارکینسون شوند. تخمین زده می شود که افراد جوان مبتلا به پارکینسون (مبتلا شده در سن چهل یا کمتر) ۵ تا ۱۰ درصد کل این بیماران را تشکیل می دهند.

پیشرفت بیماری پارکینسون

بعد از بیماری آلزایمر (Alzheimer)، بیماری پارکینسون معمولترین بیماری مخرب اعصاب (neurodegenerative) به حساب می آید. پارکینسون يک بیماری مزمن و همیشه در حال پیشرفت است. این بیماری نتیجه از بين رفتن یا ضعیف شدن و لطمه خوردن سلول های عصبی در مغز میانی (سوبستانتیا نیگرا – substantia nigra) است. این سلول های عصبی ماده ای به نام دوپامین، ترشح می کنند. دوپامین پیام های عصبی را از سوبستانتیا نیگرا (مغز میانی) به بخش دیگری از مغر به نام کارپوس استراتوم (corpus stratum)، می برد. این پیام ها به حرکت بدن تعادل می بخشند. وقتی سلول های ترشح کننده دوپامین در سوبستانتیا نیگرا (substantia nigra) می میرند، مراکز دیگر کنترل کننده حرکات بدن نامنظم کار می کنند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:9  توسط اشکان و علیرضا  | 

فقط يک قلب کافي است

بدن انسان خلقت شگفتي دارد و هر لحظه بسياري از فرآيندهاي بيولوژيک مانند هضم ، تنفس ، متابوليسم و دفع باکتري هاي مهاجم در آن اتفاق مي افتد.
نواحي و سيستم هاي متفاوتي در بدن با هم کار مي کنند تا حالت تعادل در آن ايجاد شود. براي مثال ميزان قن دخون بايد مناسب باشد و الکتروليت ها هم بايد در مقادير کافي وجود داشته باشند تا بدن به بهترين سطح عملکرد خود برسد؛ اما بدن چطور به اين ترتيب عمل مي کند يا چرا بايد برخي اندام ها يکي و بعضي ديگر بيش از آن باشند؟ آيا هرگز به اين فکر افتاده ايد که بهتر است دو قلب داشته باشيد، همان گونه که دو ريه در بدن ما با هم عمل مي کنند؟

اندام هاي حياتي مانند ريه ها، قلب ، پانکراس ، مغز و کبد نه فقط براي ادامه زندگي ارزش ويژه دارند بلکه براي عملکرد يکديگر نيز از ارزش حياتي برخوردارند. براي مثال ، ريه ها اکسيژن مي گيرند و دي اکسيد کربن را که از مواد زائد بدن است خارج مي کنند. شش ها اکسيژن را به قلب منتقل مي کنند و اين عضو آن را به خون مي رساند و سپس اکسيژن با جريان خون در سراسر بدن به همه اعضا مي رسد. خون حامل دي اکسيدکربن زائد به قلب بازمي گردد که آن را براي دفع به ريه ها ارسال مي کند. اين سيستم شگفت و زيبا منحصر به انسان نيست.
سيستم هاي اندامي مشاهده شده در اکثر حيوانات شامل يک قلب و دو ريه است ، به استثناي کرم هاي خاکي و سفالوپودها (از طبقه بي مهرگان) که گروه اول پنج ساختار شيه قلب و گروه دوم سه قلب دارند و فاقد ريه هستند. شکل گيري سيستم يک قلب و دو ريه حدود 300 ميليون سال پيش آغاز شد؛ زماني که حيوانات براي اولين بار از دريا به خشکي حرکت کردند و منابع غذايي جديد يافتند. از آن زمان به بعد اين امر به صورت عادي درآمده است ، اما تغييرات فوق همان جا متوقف شد و ادامه نيافت.
در واقع همه حيوانات داراي سيستمي عضوي شامل دو ريه و يک قلب (همراه با ساير اعضا) شدند؛ چون براي بقا و توليدمثل به چنين سيستمي نياز داشتند.
اما انسان ها داراي دو قلب يا هشت پا نشدند؛ زيرا براي ادامه حيات به آن نيازي پيدا نکردند.فيلوژني علم مطالعه چگونگي تکامل شرايط انسان ها و حيوانات است. با تکامل حيوانات بر گونه هاي متفاوتي همچون پرندگان ، حشرات و انسان ها، سيستم هاي اندامي آنها مشابه يکديگر باقي ماند.
براي مثال هنوز هم مسووليت هضم غذا در بدن به عهده عضوي به نام معده است ، ريه ها براي تنفس به کار مي روند و کليه ها مسوول تصفيه مواد دفعي بدن هستند همان گونه که از ابتدا چنين روندي وجود داشته است.
همه اينها نشان مي دهد که گونه هايي مانند انسان ، اختصاصا براي زندگي بر زمين طراحي شده و شکل گرفته اند.آيا اين بدان معني است که سيستم اعضاي داخلي بدن ما کامل است؟ دانشمندان از طريق مطالعه بيماري ها دريافته اند که داشتن يک ريه به جاي دو ريه براي سلامت بدن خطر جدي به همراه دارد اما درباره افزايش يک قلب ديگر، محققان دانشگاه اينديانا مي گويند، همين يک عضو به طور کامل مسووليتي را که برعهده دارد انجام مي دهد و وجود يک قلب اضافي تاثير بيشتري بر سلامت نخواهد داشت.
دستگاه بدن شما داراي عملکرد بالقوه اي است همان گونه که عضلات وقتي قرار باشد فراتر از ظرفيت طبيعي شان عمل کنند اين گونه خواهند بود. ما مي توانيم بدن خود را طوري ورزيده کنيم که در سطوح بالاتر عمل کند و اين همان کاري است که ورزشکاران انجام مي دهند.
از آنجا که قلب ، خون را به عضلات پمپ مي کند، در صورت وجود قلب دوم به تدريج عضلات قوي تر خواهند شد و به اين ترتيب ، بدن به داشتن قلب دوم عادت مي کند و قوي تر و تحمل پذيرتر خواهد شد.
اما براي مغز چنين اتفاقي نمي افتد. اين عضو به اندازه کافي خون دريافت مي کند و با ورود خون بيشتر به آن قادر نيست به عملکرد خود ادامه دهد.
جالب اين که وقتي ما در مرحله رشد جنيني هستيم ، واقعا دو قلب داريم.
قلب اوليه (پري مورديا) که به معني مرحله تکامل قلب است ، واقعا متشکل از دو قلب است که نهايتا درهم ادغام شده به صورت يک قلب چهار حفره اي درمي آيد. جنين شناسان مي گويند درباره چشم هم همين اتفاق مي افتد، به طوري که ما ابتدا يک پري موردياي چشم داريم که بالاخره از هم جدا و به دو چشم تبديل مي شود. به اين ترتيب اگر پري مودريا جدا نشود يک چشم در قسمت وسط تشکيل مي شود.
بنابراين به لحاظ تئوري اين احتمال وجود دارد که دو قلب داشته باشيم و اگر بدانيم چگونه از هر دو به طور کامل و موثر استفاده کنيم ، مي توانيم خودمان را به يک گونه فوق قوي تبديل کنيم ؛ اما آيا دخالت در روند تکامل خطرناک نيست

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:8  توسط اشکان و علیرضا  | 

فسیل خارق العاده یک دایناسور

نمونه های زیادی از سنگواره استخوان های خزنده های قول پیکر پیش از تاریخ در موزه های دیرینه شناسی جهان وجود دارد، اما این بار لاشه کامل یک دایناسور با پوست و گوشت و استخوان فسیل شده، از زیر خاک بیرون آورده شده است.

این یافته حیرت انگیز موجی از هیجان در جامعه دیرینه شناسان جهان برانگیخته است. به تعبیر یک دانشمند، این جسد را می توان به مومیائی های بازمانده از مصر باستان تشبیه کرد.

جهان 65 میلیون سال پیش برای دانشمندان پر از عجایب است، بویژه به خاطر آنکه آنها برای مطالعات خود تنها سنگواره استخوان جانوران آن دوران را در اختیار دارند.

اما در یک نقطه دور افتاده ایالت داکوتای شمالی در آمریکا، لاشه فسیل شده دایناسوری یافته شده که به نحو خارق العاده ای از گزند فرسایش در امان مانده، به نحوی که حتی فـَلسهای روی پوست جانور قابل تشخیص است.

تایلر لاسون دانشجوی زمین شناسی دانشگاه ییل دانشمند جوانی است که این جانور را یافته است. او می گوید: "من فهمیدم که ما فسیل یک دایناسور سه بعدی را یافته ایم و بی نهایت خوشحال شدم."

در بررسی بیشتر، مشخص شد که جانور یافت شده، یک دایناسور گیاهخوار به نام Hadrosaur است که پوزه ای شبیه منقار اردک داشته است.

اما چرا کشف فسیلی به این بی نقصی آنقدر اهمیت دارد؟ چون استخوانها به تنهایی اطلاعات زیادی راجع به شکل ظاهری جانوران در اختیار ما قرار نمی دهند. مثلا ً تصور کنید که شما اسکلت یک فیل را یافته اید، اما هرگز یک فیل زنده را ندیده باشید.

حال برای مشاهده اعضا و جوارح درونی این هادراسور از فسیل آن با روش سی تی اسکن، پرتو نگاری شده است و از این طریق مشخص شده که پاهای عقبی جانور بر خلاف آنچه قبلا ً تصور می شد، بسیار قوی بوده است.

این بدان معنی است که هادراسور جانور سریعی بوده و احتمالا می توانسته در تعقیب و گریز، از چنگال بزرگترین دایناسور گوشتخوار عصر ژوراسیک، یعنی ترایناسوروس رکس، بگریزد.

لاشه فسیل شده این دایناسور به قدری خوب حفظ شده که حتی طرح راه راه فـَلسهای سطح دم آن نیز قابل تشخیص هستند، نقش و نگاری که احتمالا به هادراسور برای همرنگی با محیط بیشه و دور ماندن از دیدرس دایناسورهای گوشتخوار کمک می کرده است.

دکتر فیلیپ مانینگ از دانشگاه منچستر می گوید: "این ویژگی بالقوه نشان می دهد که طرح راه راهی برای استتار در بخش هایی از پیکر این جاندار وجود داشته، که کشف بسیار هیجان انگیزی است."

دیرینه شناسان این هادراسور را با توجه به محل کشف آن دکودا نامیده اند و به گفته آقای لایسون، دکودا اسرار کهن زیادی را برای محققین بازگو خواهد کرد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم فروردین 1387ساعت 21:5  توسط اشکان و علیرضا  | 
این هم یک ادرس جهت تامین نمونه سوال...

www.kaboodshimi.blogfa.com

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اسفند 1386ساعت 10:32  توسط اشکان و علیرضا  |